دلتنگم بهدلتنگی نیلوفر برای آفتاب
کاش بودی و من بی عرضه بیشتر هواتو داشتم.
نگارم یاد قدیما بخیر،زیر و رو شدن دلم با شنیدن صدات بخیر.
مث اینکه دوتا دستامو بستن و انداختن تو دریا.حتی نمیتونم نعره بزنم.
نگار من 1 همیشه بودن تو رو از این زندگی از این چرخ گردون طلبکارم.
خسته ام کاملا خسته
وقتی ایرپاد به گوش آهنگهایی که با یاد تو عجین شدن رو گوش میکنم و زمزمه میکنم واسه بعضی از مردم عجیب و جالبه اما هستن کسایی که از نگاهشون میشه فهمید درک میکنن دلتنگی رو.
آه دلتنگی از ۶ تا حرف تشکیل شده اما دردش ۶ میلیارد حرفه.
حسرت نداشتن تو تا ابد رو دل من مونده.
مجتبی یی دیگه نمونده و تا رنگارنگ شدن طبیعت و بارون چیزی نمونده و وقتی نیستی دختر پاییز من چکار کنم و چجور گول بزنم دل بی قرارم رو؟چطور؟.....
برچسب:
نویسنده: پرهام میرزاپور