دلتنگی و غم دوری همیشه واسه من هست اما بعضی شبا منو تا حد جنون پیش میبره،اونقدر دلتنگتم مثل امشب که عصبی میشم،اگه میدونستم شادی رنج که هیچ منم شاد میشدم اما....
توی این شبهای بد توی این گلستون که گل من پژمرده شده اگه توی نقش یه باغبون باشم باید بگم هیچ کاری نمیتونم بکنم و فقط باید زل بزنم و منتظر بارون لطف خدا باشم.به امید روزهای خوب و کاش....
عزیز مهربون من از اینکه کمم منو ببخش.
برچسب:
نویسنده: پرهام میرزاپور