اونی که باید شرمنده باشه من و تو نیستیم نگارم
دنیا و بعضی آدماشه که از بدیاشون حرفی ندارم
هر کی اینجا فقط به فکر خودشه و سودش
اینکه طرف به فنا بره می خنده به ریشش
من که خسته ام از زندگی خسته خسته
نفرت دارم از خیلیا با قلبهایی در بسته
نگار من غصه نخور که غمم به سر میاد
روسیاهی واسه ذغال و آدمهای بی بنیاد
کارما میگه هر کی بد باشه یه روزی تو دامه
من میگم غرور آدما بدترین سرابه
اگه میدونستم عروض چیه و قافیه
واست شعری میگفتم که حافظ بگه دیگه کافیه!
مجتبی ۱۵ شهریور۹۹
برچسب:
نویسنده: پرهام میرزاپور