من تو ما
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 23:17
نگارم،مهربون نگارم سلامنیستی و من روز و شب ندارم این چیز تازه ای نیست.زنده ام به همینعادتم. اما کاش نباشم تو این زندگی!الان دلشوره اینکه ممکنه خدایی نکرده بازم اسیر این مریضی کوفتی شده باشی داره منو داغون میکنه.اذیت میشی از کارای من قبول دارم.رک و صریح بهم بگو که دیگه حوصله منو نداری،بگو که دیگه نمی...
شرمندگی
-
تاریخ: 1399/6/26 ساعت: 22:22
اونی که باید شرمنده باشه من و تو نیستیم نگارمدنیا و بعضی آدماشه که از بدیاشون حرفی ندارمهر کی اینجا فقط به فکر خودشه و سودشاینکه طرف به فنا بره می خنده به ریششمن که خسته ام از زندگی خسته خستهنفرت دارم
عشق...
-
تاریخ: 1399/6/26 ساعت: 22:22
عشقـــــــــــو: با هرکسی تجربه نکن عشق چیزه قشنگیه ! نزار ازش متنفر بشی ! سالهـــــــــا تنهـــــــا باش اما روحتو با هرکسی قسمت نکن که نمیفهمتت ! آنقدر تنهـــــــا بمون تا اون کسی که از درونت خبر داره پیدات کنه ! کسی رو پیدا کن که همیشه به یه چیز نـــــاب نگات کنه ! چیزی شبیه معجــــــــــــــــــ...
حسرت یه روزخوش
-
تاریخ: 1399/6/26 ساعت: 22:22
دستخوش روزگار،حسرت یه روز خوب رو گذاشتی رو دل ما.حالا من هیچی اما وقتی میبینم زندگی من داره آب میشه و کاری از من بر نمیاد آتیش میگیرم.واسه غرور یه مرد هیچی بدتر از این نیست.هر چی خواستم بزنم به کوچه ع
گل لاله عباسی
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 4:28
محبوب من آخ که،دم باد بی کسیگل لاله عباسی یه سبد یه عباسی"فرهاد شیبانی"
سال نود و هشت
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 4:28
یه جوری امشب آخرین شبه ساله.چون فردا شب شب عیده.این سال نحسی داره تموم میشه.درسته که توی هر حالتی و برای هر اتفاقی باید شکر گزار خدا بود اما سالی که نگارم رو غمگین کرد برای منم بدترین سال بود.آرزو میکنم دیگه هیچوقت تکرار نشه همچینروزایی
پر حرفم
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 4:28
سلام عزیزدلم.عمرم.جونم.سال نو شده و حال ما داغون.پر حرفم ولی رو زبون نمیاد.فقط کاش زودتر بیای و منو از نگرانی در بیاری.چه سالهایی که دم عیدی و بهار با هم خوش بودیم.زجر میکشم اینروزا از نبودت....
آرزوی هر شب
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 4:28
هر شب تو رو آرزو میکنم.حتی به مقدار شنیدن یه سلام.کم ولی حتمی.توی دریای بزرگ خدا حق من تویی ای مروارید قشنگم.واسه من داری محال میشی و این نوشته ها رو شاید نمیخونی.این دوری به من فهموند که تو کل زندگی منی.نگار من بغضی از دلتنگی تو دارم که شکستنش مثل طوفان میشه.تکیه گاه من زل زدن های به یه نقطه کار من...
یه کاری کن واسه من
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
تنهایی منو و اندازش رو فقط تو میدونی،یه کاری کن واسه من
چشمهای به راه
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
سلام عزیزدلم.چی بنویسم که حرف دارم اما نمیتونم تایپش کنم.این چند وقت کارم چشم به راه بودن و صبر بوده و صبر.یه حسی بهم میگه نمیای وبلاگ وگرنه منو بی خبر نمیذاشتی.چکار کنم نمیدونم.الان تنها دعای من اینه که سالم باشی.همین
هوای خواهش
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
دوباره بی قرارتم هوا هوای خواهشهخودم میدونم این هوا منو یه روزی میکشهچی کار کنم منم دلم به این خیالها خوشه
هجران تو
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
دل به هجران تو ،عمریست شکیباست ولی ،بار پیری شکند پشت شکیبایی را ...شهریار
نازنینا
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غمنازنینا ، تو چرا بی خبر از ما شده ای ؟"شهریار"
چکار کنم
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
کاش یکی میومد و منو راهنمایی میکرد که این روزا باید چکار کنم.چه نیمه دوم امسال بد و دلگیر شد.غم تو بزرگ و دلداری من بی اثر.دلتنگی منم زیاد و جای خالی تو.روز و شب و هفته و ماه بیادتم نگارم.افسوس از بازی های چرخ و فلک.دلم گرفته و فقط یاد روزهای خوبمونم.چقدر قشنگ بود صدای خندهات واسم.چقدر امید داشتم به...
خاطرات
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
دلم که تنگ میشه فقط خاطرات تو آرومم میکنه.منم و امید به داشتن دوباره تو
تنهایی
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
به معنی کلمه از تنهایی داغون و مریضم.نه میتونم و نه میخوام جز تو به فکر کسی باشم.اگه شده هزار روز دیگه هم بگذره منتظر میمونم تا خبر خوشی بهم برسه.....
فرق
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 19:40
بعضی لحظات فرق زیادی با بقیه ثانیه ها دارن و واسه من این لحظات قریب به اتفاق لحظه دلتنگی واسه توئه.تو این شبای دلتنگی قفل میکنم رو یه آهنگ و هزار بار گوشش میدم و یه سر بهت فکر میکنم.به این که کی قراره روز ای دوری و درد هجران تو تموم بشه.نگارم بعضی وقتا فکرهای منفی باهام زورآزمایی میکنن و حوصله م رو ...
طبیب
-
تاریخ: 1398/10/14 ساعت: 7:56
گمگشته دیار محبت کجا رودنام حبیب هست و نشان حبیب نیستعاشق منم که یار به حالم نظرنکردای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
دلتنگیها
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:21
دلتنگی و غم دوری همیشه واسه من هست اما بعضی شبا منو تا حد جنون پیش میبره،اونقدر دلتنگتم مثل امشب که عصبی میشم،اگه میدونستم شادی رنج که هیچ منم شاد میشدم اما....توی این شبهای بد توی این گلستون که گل من پژمرده شده اگه توی نقش یه باغبون باشم باید بگم هیچ کاری نمیتونم بکنم و فقط باید زل بزنم و منتظر بار...
روزهای پر هراس
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:21
مهربونم سلام.سختی این روزا نصیب کسی نشه.سه ماهه که نیستی و من نگرانم.این پست آخرمه و خودمو با دلواپسی هام تنها می ذارم.فقط از خدا میخوام هر جا هستی سالم باشی.