
چقدر دلم شکست،چه شبهایی که با بارون پشت پنجره گریه کردم.چه شبای تاری که به من و بی کسیم پوزخند زد،ولی اونی که اونبالاس همه چی رو به موقع جور میکنه.هر چند صبر من با صبر ایوب فرقی نداشت.این شبهام چه حالی داره،گل گیاه عشق من بعد از چهارده سال شکفت.خدایااااا شکرت بخوانید...
ادامه مطلب
خداجون،خدای مهربون،امشب رو میدونی که چقدر من نوشتم از چهارده سالگی.چقدر با شوق می نوشتم امشب من پا به ۱۸ سالگی گذاشتم،امشب ۲۰ ساله شدم و....اصلا باورم نمیشه اون پسر باهوش و مغرور و مرموز که خیلی امید به آینده داشت و دفترچه خاطرات قطورش پر بود از امید،چند سال دیگه چهل ساله میشه،باور نمیکنم شدم دشمن خودم و چقدر هدر دادم ساعت های عمرمو.خداجونم خوب میدونی که من پیش تو هنوز همون مجتبی کوچیکم و دوست دارم دلم بزرگ نشه و نشم مثل آدم هایی که حاضرند واسه منافع خودشون هر کاری بکنن.حتی اسیر کردن روح و قلب آدمهای بی گناه و معصوم.خدایا تشکر ویژه دارم واسه کادویی که امسال به من دادی.خواب میدونستی دلتنگم و توی خوب خدایی رو پریشب تموم کردی.چقدر دیدن و مخصوصا شنیدن نگار واسه من لازم بود و میدونستی عطش این مرد...
ادامه مطلب
حیف که اینجا انظار عمومه وگرنه سفره دلمو وا میکردم.اخلاق من دستته و میدونی مودی ام.همیشه نبودی اما اینبار یه بیست روزی من نبودم.الان اومدم که بگم مرگ تدریجی ارمغان این وبلاگ بود.باید بگم کاش اصلا از روز اول وبلاگی نبود که من امیدوار بمونم!میخوام بدونی شرایط بلاتکلیفی توی زندگی چنان منو به آشوب کشیده که اگه کسی گریه کنه منم اشکم در میاد.چقدر از ۹۳ تا الان امیدوار بودم به پررنگی تو که مرهمی باشی بر زخمام.نظر مزاحم همیشگی رو اینبار پاک نکردم چون احساس کردم یکی داره مثال معروف عدو سبب خیر شود رو تداعی میکنه.نگار تنهات می ذارم چون وقتی بعد شش ماه دلواپسی من،میای یه خط می نویسی خیلی نکته توی اون یه خط هست.پیغام تو توی همون چند کلمه به من رسید.شاید تو اصلا به این نکته فکر هم نکرده با...
ادامه مطلب
بی محلی میکنی دست مریزادخوب منو به کم و کمتر شدنت عادت دادیباشه من آدم بد قصه.میرم از وبلاگ و واسه همیشه مطلبی نمی ذارم اما این رسمش نبود.به قول شاعر"پیش تو بسی از همه کس خارترم منزانروی که از جمله گرفتارترم منامیدوارم همیشه خوش باشی که حتی یاد من هم به ذهنت خطور نکنه.با درد و رنج فراوان خدانگهدار...
ادامه مطلب
عزیزم سلام.اینو بدون که لحظه بهِلحظه بیادتم و مطمئنم داداش حالش خوب میشه.امیدت به خدا باشه عزیزم...
ادامه مطلب
فقط خداست که …میشود با دهان بسته صدایش کرد…میشود با پای شکسته هم به سراغش رفت…تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد…تنهاکسی است که وقتی همه رفتند میماند…وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید…وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود…و تنها سلطانیست که …دلش با بخشیدن آرام می گیرد، نه با تنبیه کردن…!همیشه و همه جا …...
ادامه مطلب
عزیزدلم.مهربونم خداروشکر.اینکه شادیت رو میبینم واسم دنیا قشنگه.دوستدارم بهترینم...
ادامه مطلب
سلام عزیزجانم.واقعا شوکه شدم.از خدا میخوام هرچه زودتر داداشت خوب بشه و فرشته من بیشتر از این ناراحت نباشه.فقط من بمیرم واسه همه لحظاتی که تو اشک ریختی.من بمیرم واسه دلنگرانی های تو.منتظرم هر چه زودتر با خبر خوش سلامتی داداش بیای وبلاگ.تا اون لحظه منه حقیر یه سر دعاگو هستم به حق همون کعبه ای که طواف کردی.تو رو خدا مواظب سلامتی خودت باش نگارم...
ادامه مطلب
سلام نگار عزیزم.خداروشکر میکنم.خیلی دلهره داشتم.امیدوارم دیگه اتفاق بدی نداشته باشیم.ممنون که منو باخبر کردی از حالت.منم این هفته درگیر عمل چشم بابام بودم و چند روز سخت داشتم.ولی خداروشکر همه چی تموم شد و خبر بهبودت هم از نگرانی درم اورد هم خوشحالیم رو دوبرابر کرد.عاشق ماشقتما. دوستت دارم بهترینم...
ادامه مطلب
خداحافظ گلم.امیدوارم خوشبخت باشی و خوشبخت بمونی....
ادامه مطلب
اگه همه آدمهای دنیا کنارت باشن همیشه دلتنگ کسی میشی که نمیتونی کنارش باشی … !!!...
ادامه مطلب