
در من دردیست که یادآوری آن نیز نمک به زخم حساب می شود.فراموشی را تمرین کرده ام امانمی شود که نمی شود.با اینکه من پروانه ام به دور تو وای مثلشمع آب میشوم.در من دردیست نگارم که فریاد میزنم اما دورم شیشه صداگیریست که هر چه بزرگتر جار بزنم دلقک تر به نظر می آیم برای آنکسی که فقط میبیند و درکی از درد من ندارم.توکل میکنم نگار.توکل به خدایی که شنونده است به امید روزی که امید در من جوانه بزند،جوانه که زده اما همیشه جوانه ای رو به خزان.... بخوانید...
ادامه مطلب
مهربونم،آرامشم،دلیل بودنمحرف منو خودت زدی و چقدر شگفت انگیزه که تو هم مث من از دوری و اینکه ارتباطمون کمه عصبی وناراحت میشیعزیزدلم دوست دارم و امیدوارم همیشهبمونیبرایقلبخسته من بخوانید...
ادامه مطلب
عجیبه خیلی عجیبشبهای پاییزی واسه من سراسر دلتنگیه با اینکه اینفصل واسم بهترینه و دوسش دارم اما شبهای بی رحمی داره.شاید یه نوع افسردگی فصلی توش باشه که مثلا الان دوست دارم باکسی حرف بزنم اما جز توحوصله هیچکس رو همندارم.من نمیتونم شاد باشم و الکیخوش.من از همه دل گیرم. شاید بی دلیلیابادلیلقدر مظلومه پاییز که باید انگ بدبودنبخوره در برابر همه بی رحمی ها.پاییز جان غصه نخور ما آدمها همینیم.دنبتل بد کردن دیگران واسه توجیه وجدان خودمون.پادشاهی کن فصل هزار رنگ... بخوانید...
ادامه مطلب
دلتنگم بهدلتنگی نیلوفر برای آفتابکاش بودی و من بی عرضه بیشتر هواتو داشتم.نگارم یاد قدیما بخیر،زیر و رو شدن دلم با شنیدن صدات بخیر.مث اینکه دوتا دستامو بستن و انداختن تو دریا.حتی نمیتونم نعره بزنم.نگار من همیشه همیشه بودن تو رو از این زندگی از این چرخ گردون طلبکارم.خسته ام کاملا خسته وقتی ایرپاد به گوش آهنگهایی که با یاد تو عجین شدن رو گوش میکنم و زمزمه میکنم واسه بعضی از مردم عجیب و جالبه اما هستن کسایی که از نگاهشون میشه فهمید درک میکنن دلتنگی رو.آه دلتنگی از ۶ تا حرف تشکیل شده اما دردش ۶ میلیارد حرفه.حسرت نداشتن تو تا ابد رو دل من مونده.مجتبی یی دیگه نمونده و تا رنگارنگ شدن طبیعت و بارون چیزی نمونده و وقتی نیستی دختر پاییز من چکار کنم و چجور گول بزنم دل بی قرارم رو؟چطور؟..... بخوانید...
ادامه مطلب
چقدر دلم شکست،چه شبهایی که با بارون پشت پنجره گریه کردم.چه شبای تاری که به من و بی کسیم پوزخند زد،ولی اونی که اونبالاس همه چی رو به موقع جور میکنه.هر چند صبر من با صبر ایوب فرقی نداشت.این شبهام چه حالی داره،گل گیاه عشق من بعد از چهارده سال شکفت.خدایااااا شکرت بخوانید...
ادامه مطلب
حیف که اینجا انظار عمومه وگرنه سفره دلمو وا میکردم.اخلاق من دستته و میدونی مودی ام.همیشه نبودی اما اینبار یه بیست روزی من نبودم.الان اومدم که بگم مرگ تدریجی ارمغان این وبلاگ بود.باید بگم کاش اصلا از روز اول وبلاگی نبود که من امیدوار بمونم!میخوام بدونی شرایط بلاتکلیفی توی زندگی چنان منو به آشوب کشیده که اگه کسی گریه کنه منم اشکم در میاد.چقدر از ۹۳ تا الان امیدوار بودم به پررنگی تو که مرهمی باشی بر زخمام.نظر مزاحم همیشگی رو اینبار پاک نکردم چون احساس کردم یکی داره مثال معروف عدو سبب خیر شود رو تداعی میکنه.نگار تنهات می ذارم چون وقتی بعد شش ماه دلواپسی من،میای یه خط می نویسی خیلی نکته توی اون یه خط هست.پیغام تو توی همون چند کلمه به من رسید.شاید تو اصلا به این نکته فکر هم نکرده با...
ادامه مطلب
طلوع من وقتی غروب پر بزنه،موقع رفتن منهخلاصه بگم که در جانی و فراموشیت با رفتن جان من ممکنه،اما فهمیدم زیادی ام و سخته برام اما پایان ما معلومه........
ادامه مطلب
نگارم،مهربون نگارم سلامنیستی و من روز و شب ندارم این چیز تازه ای نیست.زنده ام به همینعادتم. اما کاش نباشم تو این زندگی!الان دلشوره اینکه ممکنه خدایی نکرده بازم اسیر این مریضی کوفتی شده باشی داره منو داغون میکنه.اذیت میشی از کارای من قبول دارم.رک و صریح بهم بگو که دیگه حوصله منو نداری،بگو که دیگه نمی تونی حرفهای تکراری منو به حساب عشق بی اثبات بذاری!!رک بگم بهت که جایگزینی واست توی قلب من نیست اما حرفم اینه که احساس تو چیه؟بخدا بگی برو شاید از اینجا برم و بهت قول بدم که راحت بذارمت اما قلب من نمیخواد و نمیتونه رهات کنه.چقدر دلتنگم و دلواپس خدا میدونه. بخوانید...
ادامه مطلب
اونی که باید شرمنده باشه من و تو نیستیم نگارمدنیا و بعضی آدماشه که از بدیاشون حرفی ندارمهر کی اینجا فقط به فکر خودشه و سودشاینکه طرف به فنا بره می خنده به ریششمن که خسته ام از زندگی خسته خستهنفرت دارم...
ادامه مطلب
تنهایی منو و اندازش رو فقط تو میدونی،یه کاری کن واسه من...
ادامه مطلب
کجایی ماه من،عشقم،نفسم،چقدر بد میگذره اینروزها واسه من،،منو بیشتر از این بی خبر نذار،،،خیلی دلواپسم،،تو دلیل بدحالی من نیستی اما بهانه ی همیشگی حال خوب منی.دوستت دارم...
ادامه مطلب
تمام عاشقا به هم رسیدنباغبونا میوه هاشونو چیدننقاشا شاهکاراشونو کشیدناما هنوز من اینجا و تو اونجاصحراها غرق لطف بارون شدنرویاهای رنگی فراوون شدنخیلی کسا لیلی و مجنون شدناما هنوز من اینجا و تو اونجاموجا همه راهی دریا شدنکابوسای شبونه رویا شدندرای بسته همشون وا شدناما هنوز من اینجا و تو اونجاپرنده ها ...
ادامه مطلب
سلام مجتبی عزیزم.قربون دلت برم خدانکنه دلت بشکنه.شرمندتم که اینقدر بی محبتم.میدونم اذیت میشی که دیربه دیرمیام.اما بخدا این دوسه روزه کاشان بودم ونمیشد بیام وبلاگت.قول میدم بعدازاین زودتر بیام.شعری که گذاشتی فوقالعادس.سوپرایزشدم.عالیه بخدا.خیلی دوستش دارم.ممنونتم مجتبی جونم.منم دلتنگتم وچاره ای نیست.خدا برامون راهی بذاره که ازاین زندگی راحت بشیم ودوباره مث قبل باشیم.هرلحظه دلم برات پرمیزنه وشمارتو میگیرم اما ترس سراسر وجودمو میگیره.توروخدا بهم بگو چیکارکنم......
ادامه مطلب
گاهی آنقد دلم از دنیا سیر میشود که میخواهم.. تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم.. آرام و آسوده… مثل ماهی حوضمان که چند روز است روی آب دراز کشیده....
ادامه مطلب
گـاهـی دلِـت مـیـخـواد هـمـه بـغـضـات از تــونـگـاهِـتخـونـده بـشـه کـه جـسـارت گـفـتـن کـلـمـه هـا رو نـداری… امـا یـه نـگـاه گُـنـگ تـحـویـل مـیـگـیـری و یـه جـمـلـه مِـثـلـه:چـیـزی شـده ؟؟؟! اونـجـاسـت کـهبـُغـضـتـو بـا یـه لـیـوانسـکـوتـتسـر مـیـکـشـی و بـالـبـخـنـدمـیـگـی : نــه هـیـچـیــ........
ادامه مطلب